تو نجیب و سر به راهی تو مثل راهب پاکی
اما آلوده عشقی تو که از تبار خاکی
تو مسافری به ظلمتتوی شبهای سرد و تاریک
واسه تو نمونده راهی توی این جاده باریک
تو نباید که بمونی تو غبار بی نشونی
تو کنیز زر خریدی آخرش تنها میمونی
شب تو زخمیه عشقهانتظار سرنوشته
شب تو سحر نداره از تو این جاده گذشتن
دلتا زدی به دریا تو باید بری از اینجا
این جا جای موندنت نیست برو تا طلوع فردا
دل من برات میسوزه میگه این عمره دو روزه
زندگی سرد و سیاهه دلتو چه بی گناهه
تو نباید که بمونی تو غبار بی نشونی
تو کنیز زر خریدی آخرش تنها میمونی
پاي من جونيتو هدر نكن دلبر من
باخت من كافيه تو ديگه به پاي من نباز
توي قلب مهربونت واسه من خونه نساز
من بازنده رو خوب ببين برو تنهام بذار
من يه پاييزديگمو ولي تو چي گل بهار
دل به كي بستي عزيزم به منه بي كس وكار
قدر دنيا رو بدون لحظه هاشو حروم نكن
برو و دو روز دنيا رو با من تموم نكن
من باز با اشكاي قشنگت روبه رو نكن
آخه من خودم ته راه ديدم سياهيه
آخر اين همه عشق و عاشقي تباهيه
انگاري تو تنگ اين دنيا جاي يه ماهيه
دلم گرفته، ای خدا
این روزا هیچکی غیر تو ، درد من ونمی دونه . دلم گرفته، ای خدا حتی صدامم این روزا به ساز من نمی خونه. دلم گرفته ازهمه از این روزای سوت و کور . از این ترانه مردگی، از این شبهای بی عبور. تمام لحظه های دلم زیر هجوم حادثه منتظر یه راهیه تا دوباره به توبرسه . دلم گرفته، ای خدا گریه امونم نمی ده ،چرا دیگه حتی دلم تو رونشونم نمی ده . گناه بی باوری مو ، خودم به گردن می گیرم. ا گر نگیری دستامو ، تو دستای غم می میرم. دلم گرفته ، ای خدا واسه رسیدن به تو ،یه فرصت تازه می خوام . دوباره دستامو بگیر ، مثل روزای بی کسی. دلم گرفته ،ای خدا حتی بهشتو نمی خوام .
خداوندا تو میدونی و قلبم ......
چرا حالم چنین زار و پریشونه.....
درختم ای خدا بی خاک و ریشه......
خزان پرورده خواری تنگ بیشه.....
نمیدونم که آغازم چه سان بود.....
نمیدونم که پایانم چه میشه........
بر خاک بخواب نازنین،
تختی نیست
آواره شدن
حکایت سختی نیست.
از پاکی اشکهای خود فهمیدم
لبخند همیشه راز خوشبختی نیست.
مهربانی هایت را دیده ام
نه در خواب
که در بیدار ترین لحظه های آبی بودنت
و آمده ام که بمانم.
اگر ماندن را بخواهی
از تو ابدیتی خواهم ساخت
که عشق
او و آخر حادثه ی من و تو باشد
ودل
هدیه ای که همیشه در تصرف چشم هایت
خواهد بود!
!!![]()
آهوي غريب بر سر چاه گريست
ماهي به نگاه طعنه او را نگريست
دريا به ملاطفت صدا زد بازا
ماهي غم تشنگي نميداند چيست
با من باشي دوست دارم
تنها باشي دوست دارم
اگه بري يه جاي دور هر جا باشي دوست دارم
دوست دارم ديونه وار خوب ميدوني تنهام نذار
گفته بودي مال مني
چي شد پس اون قولو قرار
دوست دارم تنهام نذار
رنگ چشاتو دوس دارم
درد ودلاتو دوست دارم
اگه ازم خسته ميشي خستگياتو دوست دارم
بچه گياتو دوست دارم
سادگيا تو دوست دارم
وقتي پر از درد وغمم خنديدناتو دوست دارم
خونه پر از هواي تو
خالي فقط صداي تو
تنها نفس مونده برام
مونده فقط براي تو
هر چي دارم فداي تو
با تو بهارو دوست دارم
لطف خدا رو دوست دارم
اگه بگي دوسم داری
اين روزگارو دوست دارم
با تو گلا رو دوس دارم
روز و شبا رو دوس دارم
دلهره ي ديدن تو قول وقرار و دوس دارم
رنگ چاتو دوس دارم
دردو دلاتو دوس دارم
با تو بهارو دوس دارم
لطف خدا رو دوس دارم
تو سیب سرخ کدامین درخت پرتغالی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت .عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت.ماندم به تو ای گلشن زیبا ، چه نویسم
من مور صغیرم ، به سلیمان چه نویسم
ترسم که قلم شعله کشد ، صفحه بسوزد
با این دل تنگم به عزیزم ، چه نویسم


به تو اي عشق من صبحگاهان
وقتي افتاب درحال روشن كردن رو زاست 
من بيدارم و اولين فكرم تويي
شبانگاهان
در تاريكي به درختان خيره ميشوم
كه چون سايه هاي در مقابل ستارگان خاموش قد كشيده اند
مجذوب اين ارامش مطلق ميشوم
و اخرين فكرم تويي
TO YOU MY LOVE
In the morning
When the sun is just starting to light the day
I am awakened and my first thoughts are of you
At night
I stare at the dark trees
Silhouetted against the quiet stars
I am entranced into a complete peacefulness
And my last though are of you

| دوست داشتن |
.... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من شروع کردم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن
|
تويي مهتاب سحر ، تويي بارون كوير
از تن خستهء من گرد غربت را بگير
مثل خورشيد بزن و آبم كن
مثل لالايي شب خوابم كن
به تن خسته بزن رنگ دگر
دل ما را تو ببر تا به سحر
